
شعری از مهران تهرانی: آیا تو هم درد مرا داری؟
آیا تو هم درد مرا داری؟
از مردم این شهر بیزاری؟
دیگر چه فرقی میکند وقتی
عمری برای خود عزاداری
اینجا خیابانها غمانگیز است
از بیکسی و درد لبریز است
مثل غروب جمعهها غمگین…
اینجا هوا بدجور پاییز است
یک لکّه خون روی نواری سبز
هشتاد و هش/ سالی که پوسیدم
فهمیدم از اول غلط بودیم
چشم کبودت را که بوسیدم
با الکل و سیگار بیدارم
با گریه و با بغض بیداری
از زخمهای کهنه میگویم
از دردهای تازه میباری
مهران تهرانی
عالی بود باشد که ماندگار شویم???
۸۸ سال خون
سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد
۸۸ سال خون
سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد
۸۸ سال خون
دستی که قلم داشت قلم کردن
به اسم خدا کشتن و قلع و غم کردن
۸۸ سال خون
سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد
۸۸ سال خون
سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد
۸۸ سال خون بود
به امید آزادی
۸۸ سال خون
سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد
احسنت آقای تهرانی ♥️
سلام ما پسر استاد تهرانی که گیتار در میدادن هستین؟ اگه اره لطفا پیام بدین من هاشمم دا آمو ز و پر دوم شاید یا اون پدر دومم بود
۰۹۱۵۳۰۸۶۲۰۸