شعری از علیرضا ترکی
بحر مخنّث بنگر به نقش دو بوسهای که ز دیو مانده به شانهام که برای لعنت قدسیان و به نفی سجده نشانهام بنگر به تیر دوشاخهام که دریده حلق حباب تو تویی از عشیرهی وهم و ظنّ و من از تبار فسانهام تو خزان به قیمت جان فغان بکنی و سخر بهار […]
رزازیسم، کتابی از مرضیه رزازی
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر، منتشر کرد: رزازیسم، کتابی از مرضیه رزازی در بخشی از مقدمهی این کتاب به قلم مهدی موسوی آمده است: «نویسنده این کتاب را بهعنوان شورشی علیه ادبیات داستانی ارائه کرده و تعمداً تمامی مسیرهای آشنای لذتجویی مخاطب را بسته است. البته که او در این شورش، او به مقالهنویسی و علم […]
شعری از اُکتاویو پاز
با رنج بسیار، با یک بندانگشت پیشرفت در سال در دل صخره نقبی میزنم هزاران هزار سال دندانهایم را فرسودهام و ناخنهایم را شکستهام تا به سوی دیگر رسم به نور، به هوای آزاد و آزادی و اکنون که دستهایم خونریز است و دندانهایم در لثههایم میلرزند در گودالی چاکچاک از تشنگی و غبار از […]
شعری از لوئیز گلوک
اولین خاطره زمانی دراز پیش از این من زخمی شده بودم اما زندگی کردم زندگی کردم تا از خودم انتقام بگیرم در برابر پدرم، نه! در برابر آنچه که من بودم از ابتدای هستیام در کودکی فکر میکردم که درد یعنی اینکه من را دوست نداشته باشند یعنی اینکه من دیگران را دوست داشته […]