شعری از احسان امیری
رفتهای با دخترانِ انتظار حیران از گردنهی حیران که پناهنده شدهاند با یاد تجزیهی سرزمینِ مادری جغرافیا را میچرخانم لهستان، زیر ترقوهی توست روی بند رَخت آویزان از نیمکرهی شرقی افتاده و نبضِ ورشو را هجی میکند رادیو روشن مانده موجی قدیمی میان ما میچرخد آنقدر که سرگیجه بگیرد جناح شانهات جایی […]
شعری از عباس اصغرپور
در شورِ کوچه، خانه نمیمانم در امن آشیانه نمیمانم! من شعر عاشقانه نمیگویم در شعرِ عاشقانه نمیمانم در خشم باد، لَخت و گریزانم من موی توی شانه نمیمانم توی قفس پرندهی زندانی در التماسِ دانه نمیمانم در انتظار لحظهی آزادی بی تخم، توی لانه نمیمانم یک قصهی بدون تماشاچی توی […]
ترانهای از علی رضائیان
به ساحل میکشونه موج دریا رو نسیمی که پی عطر نفسهاته خیال هر شب یه مرد غمگینی که دستش توی خوابم لای دستاته کبودی نگاهت سرمهی چشمِ شبای سرد و تاریک زمستونه شبیه حس اون گلبرگ خشکی که تماشاچی رقص باد و بارونه تو قلبت سرزمینی تحت اشغاله که خاکش طعم خون نوجوون […]
ستارههای ایوب، کتابی از ارسلان چلبی
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر، منتشر کرد: ستارههای ایوب داستان بلندی از ارسلان چلبی روایتی آمیخته به طنز سیاه، زبانی بیپروا و تصاویری سوررئال دربارهی هویت و رؤیای رهایی. چلبی سیاست و مذهب را به خصوصیترین ترسها و آرزوهای شخصیتهایش پیوند میزند؛ جهانی که در آن، خاطرهی جنگ با زندگی روزمره پیوند میخورد و مرز […]