شعری از الیاس رخی
چه وقتی آمدی در زندگیِ من که هر لحظه به مردن فکر میکردم درون خود و تنهایی فرو بودم! در عمق درد و نفرین، روز و شب هردَم میان چنگِ غم بودم و دستانت↓ مرا محکم گرفتند و بغل کردند تو ناجی منی از هر زمستان و تو گرمایی و آدمها همه سردند […]
شعری از علیرضا ترکی
بحر مخنّث بنگر به نقش دو بوسهای که ز دیو مانده به شانهام که برای لعنت قدسیان و به نفی سجده نشانهام بنگر به تیر دوشاخهام که دریده حلق حباب تو تویی از عشیرهی وهم و ظنّ و من از تبار فسانهام تو خزان به قیمت جان فغان بکنی و سخر بهار […]
رزازیسم، کتابی از مرضیه رزازی
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر، منتشر کرد: رزازیسم، کتابی از مرضیه رزازی در بخشی از مقدمهی این کتاب به قلم مهدی موسوی آمده است: «نویسنده این کتاب را بهعنوان شورشی علیه ادبیات داستانی ارائه کرده و تعمداً تمامی مسیرهای آشنای لذتجویی مخاطب را بسته است. البته که او در این شورش، او به مقالهنویسی و علم […]
شعری از اُکتاویو پاز
با رنج بسیار، با یک بندانگشت پیشرفت در سال در دل صخره نقبی میزنم هزاران هزار سال دندانهایم را فرسودهام و ناخنهایم را شکستهام تا به سوی دیگر رسم به نور، به هوای آزاد و آزادی و اکنون که دستهایم خونریز است و دندانهایم در لثههایم میلرزند در گودالی چاکچاک از تشنگی و غبار از […]