رزازیسم، کتابی از مرضیه رزازی
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر، منتشر کرد: رزازیسم، کتابی از مرضیه رزازی در بخشی از مقدمهی این کتاب به قلم مهدی موسوی آمده است: «نویسنده این کتاب را بهعنوان شورشی علیه ادبیات داستانی ارائه کرده و تعمداً تمامی مسیرهای آشنای لذتجویی مخاطب را بسته است. البته که او در این شورش، او به مقالهنویسی و علم […]
شعری از اُکتاویو پاز
با رنج بسیار، با یک بندانگشت پیشرفت در سال در دل صخره نقبی میزنم هزاران هزار سال دندانهایم را فرسودهام و ناخنهایم را شکستهام تا به سوی دیگر رسم به نور، به هوای آزاد و آزادی و اکنون که دستهایم خونریز است و دندانهایم در لثههایم میلرزند در گودالی چاکچاک از تشنگی و غبار از […]
شعری از لوئیز گلوک
اولین خاطره زمانی دراز پیش از این من زخمی شده بودم اما زندگی کردم زندگی کردم تا از خودم انتقام بگیرم در برابر پدرم، نه! در برابر آنچه که من بودم از ابتدای هستیام در کودکی فکر میکردم که درد یعنی اینکه من را دوست نداشته باشند یعنی اینکه من دیگران را دوست داشته […]
داستان «خونبازی» از بابک ابراهیمپور
خونبازی بابک ابراهیمپور داشتم جسد را چال میکردم که آن پنج نفر را دیدم! آخرین کُپههای خاک را روی جسد میریختم که صدایم زدند. نزدیک غروب بود و جنگل داشت آخرین ذرات نور خورشید را میبلعید. رو برگرداندم و آن پنج نفر را دیدم. نشناختمشان. با سرعت بیشتری خاک ریختم. نزدیکتر آمدند. نگاهشان کردم. حسابی […]