آیا تو هم درد مرا داری؟
از مردم این شهر بیزاری؟
دیگر چه فرقی می‌کند وقتی
عمری برای خود عزاداری
اینجا خیابان‌ها غم‌انگیز است
از بی‌کسی و درد لبریز است
مثل غروب جمعه‌ها غمگین…
اینجا هوا بدجور پاییز است
یک لکّه خون روی نواری سبز
هشتاد و هش/ سالی که پوسیدم
فهمیدم از اول غلط بودیم
چشم کبودت را که بوسیدم
با الکل و سیگار بیدارم
با گریه و با بغض بیداری
از زخم‌های کهنه می‌گویم
از دردهای تازه می‌باری

مهران تهرانی

9 نظرات در حال حاضر

  1. عالی بود باشد که ماندگار شویم???

  2. ۸۸ سال خون
    سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد

  3. ۸۸ سال خون
    سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد

  4. ۸۸ سال خون بود
    به امید آزادی

  5. ۸۸ سال خون
    سالی که شیشه نوشابه بو کهریزک میداد/ چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد

  6. احسنت آقای تهرانی ♥️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *