من جوونیمو بهت میبخشم
تو به من جرئت پرواز بده
واسه این طلسم آغشته به خون
به نگاهم تم اعجاز بده
من جوونیمو بهت میبخشم
تو شبامو با نگات روشن کن
توی این هوای لبریز سکوت
رنگ شاد اعتراضو تن کن
منو توو زمزمهها غرق نکن
من پر از خاطرهی فریادم
سر تسلیم یه آرزو شدم
که به پای غم تو افتادم
پیش چشمام اعترافاتو بگو
بگو از شهر قسمخورده به مرگ
از تبر خوردن ساق لالهها
از شکوفههای زخمی، از تگرگ
از شبیخون زمستون به غزل
از حضور سرخ ماشه در عزا
سرو زیر پا لگدمالشده
سر رسیدن زمان انقضا
نمیبینی که چه بدحاله دلم؟
با من از تحمل درد نگو!
از فرو بردن بغض واژهها
واسه عشق تحت پیگرد نگو
بذار آهنگ نگاهت دلمو
به یه نور تازه پیوند بده
کاش این غم که نشسته توو گلو
به لبا مهلت لبخند بده
داریوش جلینی