این هفته چی بخونیم؟ (۷۶)

در فرشته‌های کاغذی این هفته با معرفی یک رمان دیستوپیایی و یک مجموعه‌‌داستان همراه شما هستیم:

 

• فارنهایت ۴۵۱، ری بردبری/ عاطفه اسدی

• قلاب ماهی پدربزرگ، گائو شینگ‌جیان/ محبوبه عموشاهی

 

کتاب «فارنهایت ۴۵۱» را خواندم، نوشته‌ی ری بردبری که اولین بار در سال ۱۹۵۳ منتشر شده است. ترجمه‌ی فارسی‌ای که من خواندم را علی شیعه‌علی انجام داده و نشر سبزان آن را منتشر کرده است.

کتاب که یکی از مشهورترین آثار دیستوپیایی ادبیات معاصر محسوب می‌شود، آینده‌ای را روایت می‌کند که در آن کتاب عنصری ممنوعه است و باید سوزانده شود. شخصیت اصلی داستان، آتش‌نشانی به نام مونتاگ است که شغلش سوزاندن کتاب‌هاست. اما به‌تدریج اتفاقاتی باعث می‌شود که نگاه او به جهان اطرافش تغییر کند.

طبیعتاً کتاب برایم یادآور «۱۹۸۴»، «دنیای قشنگ نو» و بسیاری از رمان‌های دیستوپیایی مشهور دیگری بود که قبلاً خوانده بودم. درواقع به‌جز ایده‌ی مرکزی‌اش، چیز جدیدی نداشت که برایم خیلی جذاب باشد. علاوه بر این، ترجمه و همچنین سنگینیِ بی‌دلیل نثر و انتخاب بعضی کلمات در بخش‌هایی از کتاب اذیتم می‌کرد. خود داستان هم بیشتر از آنکه بر روایت و شخصیت‌پردازی تکیه داشته باشد، در هاله‌ای از نمادها، شعارها و جملات قصار حرکت می‌کرد.

اما با تمام این‌ها به نظرم به خواندن این کتاب نیاز داشتم. چیزی که بیش از همه روی من تأثیر گذاشت این بود که چنین جهانی را اصلاً علمی‌تخیلی نمی‌بینم. برعکس، فکر می‌کنم آینده‌ای تا این اندازه دردناک کاملاً ممکن است. برای همین ترجیح می‌دهم آن را بیشتر در رده‌ی ادبیات گمانه‌زن قرار بدهم تا علمی‌تخیلی.

یکی از صحنه‌های کتاب که خیلی تحت تأثیرم قرار داد، جایی بود که زنی پس از سال‌ها با شنیدن شعری به گریه می‌افتد. همان لحظه به‌خوبی نشان می‌دهد که ادبیات و هنر چگونه می‌توانند چیزی را در انسان بیدار کنند که سال‌ها خاموش مانده است. خواندن کتاب را پیشنهاد می‌کنم.

عاطفه اسدی

کتاب «قلاب ماهیگیری پدربزرگ» نوشته‌ی گائو شینگ‌جیان، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که در سال‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۹۰ منتشر شده‌اند و در سال ۲۰۰۴ به انگلیسی ترجمه و انتشار یافته‌اند. امیرحسین اکبری شالچی نیز این کتاب را به فارسی ترجمه کرده و نشر روزگار آن را منتشر کرده است.

داستان‌های این مجموعه از یکدیگر مستقل‌اند و هرکدام شخصیت‌ها و موقعیت‌های متفاوتی دارند. راوی در بعضی داستان‌ها سوم‌شخص است و بعضی دیگر از زاویه‌دید اول‌شخص روایت می‌شوند. بیشتر داستان‌ها پلات مشخص و پررنگی ندارند و بیشتر بر ثبت موقعیت‌هایی روزمره از زندگی شخصیت‌ها تکیه می‌کنند. دیالوگ‌ها نیز اغلب شبیه گفت‌وگوهایی هستند که میان آدم‌ها در زندگی عادی رد و بدل می‌شوند.

داستان‌ها به مسائلی مثل مرگ، زندگی، عشق، تنهایی، خاطرات گذشته و دلتنگی برای آدم‌ها می‌پردازند. در بسیاری از آن‌ها فضاسازی و توصیف‌های جزئی‌نگرانه نقش مهمی دارند و نویسنده از طریق تصویرسازی موقعیت‌ها و شخصیت‌ها، این حس‌ها و موضوعات را منتقل می‌کند.

اگرچه ترجمه‌ی فارسی کتاب به نظرم می‌توانست روان‌تر باشد، اما فضای داستان‌ها، نگاه جزئی‌نگر نویسنده و پرداخت آرام او به تجربه‌های انسانی باعث می‌شود خواندن این مجموعه را پیشنهاد کنم.

محبوبه عموشاهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *