شعری از آنیسا معظمی
پایان یک مسافر تنها بود با کولهپشتی تو به راه افتاد من اشکهای مختصری بودم لبهای کوچکم به گناه افتاد بوسیدمت دو مرتبه در باران نمنم به رویداد تو خندیدم آهسته اشک میشدم و پرسید: «آیا زمین به فکر خیانت نیست؟!» -ابری که خشک بود و نمیبارید- با چند قارقار گذشت آبان چشمم […]
شعری از سمیه فخرالدین
کاش میشد بهجای دلتنگی مرگ یک شب مرا بغل میکرد گور تاریک، آرزوها را… در هجوم سکوت حل میکرد چکچک قطرههای بارانم سیل غم را بگو کجا ببرم؟ اشکهایم به وسعت دریا وقت رفتن چه آمده به سرم؟ میخورد بغضها، گلویم را لب گشوده دهانِ خاموشم زندهام لابهلای خاطرهها بدتر از مردهها، فراموشم […]
شعری از آرتین ذاکری
بر بام شهر مه و ضجّههای گمشده پیچیده در گلوی شبِ بیستاره فانوسهای شکستهی بیاباننشینان آوارگان باد خاکستر نامهای فروریخته بر سنگفرش حافظه خاموش منشینید و برآیید از پرتگاههای کبود سحر بنگرید از پرتگاههای کبود سحر بنگرید آنجا که باغبانان کور ریشه را به تیغ سپردند و بر شاخههای سترون پرندگان آهنین نشاندند […]
این هفته چی بخونیم؟ (۸۱)
در فرشتههای کاغذی این هفته، همراه شما هستیم با معرفی کتابهای: • تخممرغهای شوم، نوشتهی میخائیل بولگاکف/ هانی نژادمقدم • نامه به پدر، فرانتس کافکا/ محبوبه عموشاهی «تخممرغهای شوم» (The Fatal Eggs / Роковые яйца) اثری از میخائیل بولگاکف است. این اثر که در سال ۱۹۲۴ نوشته و در ۱۹۲۵ منتشر شد، در ژانر علمیتخیلی، […]