صفحه‌ی پاره

 

دیدم که مرده‌ها دوباره می‌میرند،

خوابیده بر دریاها

دیدم که مردگان پلی ساخته‌اند

اگر می‌گذشتی

تا ابد از پی‌ات می‌آمدم

میان دو آتش، میان دو هیمه

امپراتوریِ توفان و صخره‌هاست

مستیِ زهرِ آماده

در جامِ شرابِ ماهیان و پرستوها

اگر گذر می‌کردی، طرحِ گام‌های تو می‌شدم

لجاجت اسرارآمیز رشته‌ها

و هرچه زمان لازم بود،

می‌گذاشتم تا جاودان کنم چهره‌ی تو را

روزها از نهایتِ صداهای سکوت، شماره می‌شوند

سپس همه‌چیز تاریکی‌ست

دیدم که مردگان با سینه‌های ما نفس می‌کشند

و دریای بالای سرشان

سخت تنگ می‌کند نفس‌هایشان را

حال آنکه تو به‌جای هر دکل

داربستی برافراشتی

از صفحه‌‌های پاره پاره از صبر

 

ادمون ژابس

ترجمه: سارا سمیعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *