شعری از سروش علی‌نژاد: مامان: دوباره شستن کف‌ها!

مامان: دوباره شستن کف‌ها!
مامان: دوباره خورده شدن در…
بابا: کتک زدن به سکوتم
بابا: دوباره خوردن یک تخت!
من: با دو پیک در پی انکار

زن: مست/ کردنش در اتاقم!
زن: پُست توی پاکت نامه
بچه: پرش به داخل کارتون
بچه: فرار کردنِ از «تام»
من: خسته از شکنجه‌ی «تکرار»

بابا: درون مجری اخبار!
زن: پرت‌های سمت ترازو
بچه: دویدنِ به درونِ…
مامان: کفی‌ شدن وسط تخت!
من: گیج زیر این همه آوار

بابا و بچه: توی مربع!
مامان: سکوتِ داخل یخچال
زن: دادخواستن به حضورم
یخچال: قطع برق به رأیِ…
من: در… به در… به سینه‌ی دیوار

مامان: کپک زدن وسط سینک
تام: از دوباره دست به سوراخ…
بابا: نفس نفس زدن از نو
زن: زردهای قاضی جاکش!
من: باز با دو پیک از انکار…

زن: بوسه‌های بر سر چکّش!
بچه: کنار مجری و قاضی
مامان: به روی موز نشستن
مـ/ـجری: سکوت داخل لانه
من: مُرده روبروی تو انگار

بابا و تام: داخل مامان
مامان و بچه: داخل یخچال
یخچال و زن: به داخلِ… یکهو ↓
بطری شکست در ته اخبار

[مجری: سر -از نو- تیتر خبرها!]

سرگیجه‌ام میان خبرها
از مرگ ِ در نگاه تو خنده
زل می‌زنم به بطری مُرده
این آخرین نجات‌دهنده

زل می‌زنم به بطری مُرده…
در انتهای این شبِ مستم
از این همه ببین! که چه مانده؟
یک تکّه شیشه بر رگ دستم…

[مجری: …و بخش بعدی اخبار…]

سروش علی‌نژاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *