ترانه‌ای از امین پهلوان‌زاده: تموم شهرو بگردم

تموم شهرو بگردم
که بی‌رفیق نَمیرم
چقدر می‌شه هزینه‌ش، ها؟
برم کلاس فلانی
ترانه یاد بگیرم
چقدر می‌شه هزینه‌ش، ها؟

هزارتا پرتره دارم
بگو که چهره‌ی امروز
شبیه ون گوگه یا دالی
آهای دختر فردا
باهات خاطره دارم
ته یه حافظه‌ی خالی

نشد که از تو بپرسم
سر بریده‌مو آخر
کجای این خونه میذاری
دوباره موقع رفتن
تو گریه کردی و دیدم
که ریخت ساعت دیواری

بدون سر توو اتاقم
به دکترم که مریضه
یه نسخه‌ی الکی دادم
نگاه خیره‌ی دکتر
به گوش کنده شده‌م بود
که واسه‌ی تو فرستادم

یه جای خاطره‌هامون
دم گذشته‌ی فردا
زمان ریخته از تقویم
اجازه داری بخندی
به ریش قرمز من یا
سبیل مسخره‌ی مشکیم

کسی نبود ببینه
رو دوش چندتا از من
جنازه‌هامو خودم بردم
آهای قاتل اهلی
تو خواستی که نفهمم
که کشتنم یا خودم مُردم

برای بازی رنگا
به پای بوم سفیدت
همه نبوغمو دادم رفت
منو کشیدن و بردن
میون این همه تصویر
ترانه گفتنو یادم رفت

که بی‌رفیق و ترانه
بدون عاشق و معشوق
برم توو کوچه خیابونا
به یاد تو واسه فردا
بدون پا و سر و دست
برقصمت توی میدونا

امين پهلوان‌زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *