این هفته چی بخونیم؟ (۸۴)
این هفته چی بخونیم؟ (۸۴)

زنان تروا | Les Troyennes

نویسنده: ژان‌پل سارتر، بر اساس تراژدی اوریپید

ترجمه: قاسم صنعوی

ناشر: کتاب پارسه

چاپ نخست فارسی: ۱۳۹۰

تعداد صفحات: ۱۶۰

گونه: نمایشنامه، تراژدی ضدجنگ

 

 

تروا سقوط کرده است؛ مردان کشته شده‌اند، شهر سوخته و آنچه باقی مانده، زنانی هستند که سرنوشتشان اکنون در دست فاتحان است.

«هکابه»، «آندروماک»، «کاساندرا»، «هلن» و «پولیکسنا» هرکدام در برابر شکلی متفاوت از فقدان ایستاده‌اند. هکابه، که زمانی ملکه بود، حالا باید شاهد تقسیم خانواده و شهرش باشد؛ آندروماک با مرگ «هکتور» و آینده‌ی مبهم «آستیاناکس» روبه‌روست. کاساندرا دانشی دارد که کسی حاضر نیست باورش کند و هلن همچنان میان میل، گناه و اتهام معلق است. پولیکسنا نیز سهم خود را از این جهانِ بی‌رحم، نه با انتخاب، بلکه با حکم دیگران دریافت می‌کند.

«ژان پل سارتر» از خلال این زنان، جنگ را از میدان نبرد بیرون می‌کشد و به فضای خصوصی انسان‌ها می‌آورد؛ جایی که شکست، شکل دیگری پیدا می‌کند. اینجا دیگر مسئله فقط کشته‌ شدن نیست؛ مسئله این است که با زندگی‌ای که پس از کشتار باقی مانده چه باید کرد. هیچ‌کدام از این زنان، گذشته‌ی خود را نمی‌توانند پس بگیرند و آینده‌شان نیز به دست خودشان نوشته نمی‌شود. بااین‌حال، سارتر آن‌ها را صرفاً قربانیانی خاموش نمی‌کند؛ هرکدام در برابر آنچه بر سرشان آمده، موضعی متفاوت می‌گیرند. هکابه در سوگ فرو می‌رود، آندروماک به خاطره پناه می‌برد، کاساندرا حقیقتی را می‌بیند که دیگران از شنیدنش گریزان‌اند و هلن در مرکز پرسشی درباره‌ی میل و مسئولیت باقی می‌ماند. در این میان، خدایان نیز بیش از آنکه نجات‌بخش باشند، حضوری دور و بی‌اعتنا دارند. آسمان پاسخی برای این رنج ندارد و همین سکوت، جهان نمایش را سنگین‌تر می‌کند.

سارتر اسطوره را از شکوه تاریخی‌اش جدا می‌کند و آن را به تجربه‌ی انسان‌هایی نزدیک می‌سازد که باید با تصمیم‌های دیگران زندگی کنند. فاتحان تاریخ را می‌نویسند، اما این زنان بهای آن را با بدن، حافظه و خانواده‌ی خود می‌پردازند. از این منظر، تروا فقط شهری شکست‌خورده نیست؛ خانه‌ای‌ست که دیگر نمی‌توان به آن بازگشت. قدرت در نمایشنامه فقط در شمشیر نیست؛ در نام‌گذاری، تقسیم‌ کردن، بردن و تصمیم‌ گرفتن برای دیگری نیز هست. شاید به همین دلیل، صدای هکابه در میان این‌همه هیاهو از صدای جنگ بلندتر به نظر می‌رسد: صدای کسی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد؛ جز خاطره‌ی آنچه از دست داده است. و وقتی همه‌چیز تمام شده، آنچه باقی می‌ماند نه پیروزی‌ست و نه شکست؛ چند زن‌اند و شهری که دیگر جای برگشتن به آن نیست.

آرتین ذاکری