شعری از زبیگنیف هربرت
شعری از زبیگنیف هربرت

آنان که سپیده‌دمان بادبان برکشیدند

و دیگر بازنخواهند گشت،

رد پاشان را بر موجی به جا نهادند

پوسته‌ی صدفی

زیبا چنان فسیلِ دهانی

به اعماق دریا فرو می‌شود

آنان که بر جاده‌ای خاکی گام نهادند

و حتی به پشت پنجره نرسیدند

اگرچه بام‌ها در دیدرس‌شان بود:

در ناقوسی از هوا پناه خواهند جست

اما آن‌ها کز آنان

تنها اتاقی سرد بی‌پناه می‌ماند و

جفتی کتاب، کاغذی سفید

و شیشه‌ی خالی دوات،

هنوز به تمامی نمرده‌اند

در بیشه‌ی کاغذدیواری‌ها پچ‌پچ می‌کنند،

سر صافشان روی سقف‌ها می‌زیَد

بهشتشان از هوا برآمده‌ است

از آب، از لیمو، از خاک

و فرشته‌ای از باد

در دست‌هایش

تنشان را می‌ساید و آنان

بر سبزه‌زارهای این عالم

خواهند وزید

 

برگردان به فارسی: محسن عمادی

🔻🔻🔻🔻🔻🔻

زبیگنیف هربرت (۱۹۲۴–۱۹۹۸)، شاعر، نمایشنامه‌نویس و جستارنویس لهستانی، از مهم‌ترین چهره‌های شعر اروپای پس از جنگ بود. تجربه‌ی نازیسم و حکومت کمونیستی، تأثیری عمیق بر جهان شعری او گذاشت. تاریخ، استبداد، آزادی و مسئولیت اخلاقی انسان از درون‌مایه‌های اصلی آثار اوست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *