ترانه‌ای از عباس اصغرپور: تن من توو تن تو پنهونه

تن من توو تن تو پنهونه
توو خلیجِ تو مثل یه ناوه
تن تو داغه مثل آبادان
لب تو می‌ده مزه‌ی ساوه

بغلت توو یه گوشه از مترو
توو خیابون و روبه‌روی گشت
توی شیراز و رو پُلِ خواجو
توی اهواز و توی راه رشت

بوسه توو آخرِ یه مینی‌بوس
توو مسیر ونک سرِ دربند
بوی اردیبهشتی از کاشان
بغلت بوی قشمه توو اسفند

بوسه با ترس، توو محلِ شما
هی سفر کردن و رفیقامون
بچگی توی ملتِ مشهد
توو ترن با صدای جیغامون

تو شبیه یه شهر تاریخی
دست معمارهای ساسانی
کاسه‌ی صبر مثل کردستان
خرم‌آبادی و لرستانی

مثل چاقو به شرط زنجانی
مثل تاریخ توو رگِ ایذه
توو زمستون برام بوشهری
چشمت از ریشه‌های تبریزه

تو پر از پیچ و خم شدی توو من
مثل چالوس راهو می‌بندی
بعد هر سیل و بعد هر طوفان
سیستانی و باز می‌خندی

هر کسی با تو توی گوهردشت
واقعاً عاشقِ کرج می‌شه
شکل ایران بدون خوزستان
تن من بی تنت فلج می‌شه

یه فرشته کنار شیطان‌کوه
ساحل و آفتاب چمخاله
همه‌ی خاطراتِ خوبم توو
پوشه‌ی عکس‌های امساله

عباس اصغرپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *