ترانه‌ای از سید سعید عربی: وقتی که تو به آینه‌ها سنگ می‌زنی

وقتی که تو به آینه‌ها سنگ می‌زنی
دارم به ذره‌های تنم فکر می‌کنم!
وقتی پرنده می‌شی و پرواز می‌کنی
دارم به آسمون شدنم فکر می‌کنم!

وقتی که کوه باشی و از غصه پر بشی
حتما همش به سنگ شکن فکر می‌کنی!
حال منو خراب‌تر از این نکن، یه روز
وقتی دلت بگیره به من فکر می‌کنی!

مرهم برای زخم تو کاری نمی‌کنه
این زخم‌ها محاله بدون تو خوب شه
تا آفتاب یخ نزده روی شیشه‌ها
برگرد… قبل از اینکه دوباره غروب شه!

هر قصه‌ای که آخر خوبی نداشته
باید به حال راوی قصه‌ش نگاه کرد!
میگن که توی طرح خدا، شب سفید بود
بعدا خدا چشای زمینو سیاه کرد!

راوی به داستان خودش فکر می‌کنه
یک ماجرای خوب برای خودت بساز
تقدیرتو به دست کس دیگه‌ای نده
حتی اگه قراره ببازی خودت بباز!

سید سعید عربی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *