با رنج بسیار، با یک بند‌انگشت پیشرفت در سال

در دل صخره نقبی می‌زنم

هزاران هزار سال

دندان‌هایم را فرسوده‌ام

و ناخن‌هایم را شکسته‌ام

تا به سوی دیگر رسم

به نور، به هوای آزاد

و آزادی

و اکنون که دست‌هایم خونریز است

و دندان‌هایم در لثه‌هایم می‌لرزند

در گودالی چاک‌چاک از تشنگی و غبار

از کار دست می‌کشم و در کار خویش می‌نگرم:

من نیمه‌ی‌دوم زندگی‌ام را

در شکستن سنگ‌ها

نفوذ در دیوارها

فرو شکستن درها

و کنار زدن موانعی گذرانده‌ام

که در نیمه‌ی اول زندگی

به دست خود میان خویشتن و نور نهاده‌ام

 

اکتاویو پاز

برگردان: احمد میرعلایی

🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📎اکتاویو پاز (۱۹۱۴–۱۹۹۸) شاعر، نویسنده و دیپلمات مکزیکی و از چهره‌های برجسته ادبیات قرن بیستم بود که در آثارش به هویت، زمان، عشق و تنهایی می‌پرداخت.

او در سال ۱۹۹۰ به دلیل نوشته‌هایی سرشار از تخیل، اندیشه و نگاه انسانی، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد.

از مهم‌ترین آثارش می‌توان به «هزارتوی تنهایی»، «سنگ آفتاب» و «آزادی مشروط» اشاره کرد که جایگاهی ماندگار در ادبیات جهان دارند.

او در کنار فعالیت ادبی، سال‌ها در مقام دیپلمات و استاد دانشگاه فعالیت کرد و تأثیر مهمی بر جریان‌های فکری و ادبی زمان خود گذاشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *