شعری از فرشاد صحرایی

خیره به تصویر سردم در فضاپیما
می‌شمارم هی ستاره‌های قرمز را

[در تمام بیت‌های زوج برمیگر… ]
…دم به دم سیگار در دیوار این فردا

پا به بیرون می‌گذارم، سطح بی‌رنگیست
در ستاره، روی پرچم، توی این رویا

درس خواندن پشت میزی رنگ و رو رفته
شکل یک سیاره روی دفترم [_برپا!]

هیچ‌ چیزی توی این سیاره اصلا نیست
غیر موجودات بیگانه، همین ماها

[راوی این صحنه سوّم شخص می‌باشد]
بوی الکل، جیغ يک بچّه [_بگو بابا]

مرد در سیاره‌اش یک خانه می‌سازد
مرد بعدی چشم‌هایش خیره به بالا

فرشاد صحرایی

یک دیدگاه در “شعری از فرشاد صحرایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *