شعری از مرضیه حسین‌خانی: چراغ بنزین‌ها که روشن شدند

چراغ بنزین‌ها که روشن شدند
پیاده شو
با من برقص
از تمام بلندگوها آهنگ شاد پخش می‌شود
وقتش رسیده که بوسه‌ی فرانسوی بگیریم از هم
با من برقص
از اگزوز ماشین‌ها بادکنک‌های رنگی آزاد می‌شود

بیا از رفتگرها جلیقه‌ی نجات قرض بگیریم
و خون خیابان‌ها را بشوییم
با من برقص

اشک نریز
دیگر فندکم را جلوی صورتت نمی‌گیرم
می‌دانم ترک کردی
بیدار شو
با من برقص
دیگر از تلوزیون دروغ پخش نمی‌شود
دروغ ها ده بار، بیست، سی
بیست و سی دیگر پخش نمی‌شود
بیدار شو

مرضیه حسین‌خانی

نظرات درباره: “شعری از مرضیه حسین‌خانی: چراغ بنزین‌ها که روشن شدند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *