شعری از مجید محمدی: مجرم‌تر از تو به عمرم ندیده‌ام

مجرم‌تر از تو به عمرم ندیده‌ام
و ندیده‌ای هرگز مثل من
می‌کُشیم کسانی را که دوستمان دارند
تا به کسانی که دوستشان داریم زندگی ببخشیم
این فضل و بخشش
یازدهمین فرمانِ کدام نبی‌ست؟
که هرچه می‌کنیم خاک بر سر
بخشیده نمی‌شویم

ما همه مجرمیم
و ارتکاب از دست‌ها جاری‌ست
به کفِ دست‌ها نگاه کن
این خطوط بریده، ما را نبریده‌اند
فقط بُرمان زده‌اند
تا مثل قماربازی ماهر
قاب هم را ببازیم
و بعد هم که برنده شدیم در باخت
یک دست و پا
زیر دنیا بزنیم
تا سکته‌ی سوم را بار اول
که مصلوب شدیم نزنیم
آی ابراهیم! موسی! محمد!
کدام یکی‌تان قمار کرده‌اید
که ما برنده شدیم در باخت؟

مجید محمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *