شعری از پویا خازنی اسکویی: گلوله جیغ می‌کشد

گلوله جیغ می‌کشد، به قلبِ من نگاه کن
کلاغ روی خون نِشست، به ردِّ خون نگاه کن
زبانِ آتش آمده به «آشیانِ فاخته»۱
پرنده از قفس پرید، به این جنون نگاه کن
هوای دل گرفته و دوباره گریه آمده
«دگر رَه شب آمده»۲، به ارغنون نگاه کن
بریده شد زبانمان، شکست استخوانمان
که گریه‌های ما شده کُلِکسیون، نگاه کن!
خبر خبر خبر خبر، زمین و آسمان خبر
دروغ می‌پراکَنَد، تلویزیون نگاه کن!!
شبیه شهرِ مرده‌ها، شبیه شهرِ منجمد
نفس نمی‌کشد کسی! به این سُکون نگاه کن
قسم به «ن وَالْقَلَم»۳، نوکِ شکسته‌ی قلم
بخوان که «دردِ مشترک…»۴، به این مُتون نگاه کن
به یاد جسمِ سردِ من، به یادِ داغِ مادران
دوباره به گلوله‌ها، به ردِّ خون نگاه کن
بدون ترس، ناامید، شبیه ردِّ خون ما
به پیچ جاده تَن نده، تو واژگون نگاه کن

پویا خازنی اسکویی

۱- فیلم «پرواز بر فراز آشیان فاخته» یا «دیوانه از قفس پرید» به کارگردانی میلوش فورمن
۲- دگر ره شب آمد تا جهانی سیا کند…
(ارغنون | مهدی اخوان‌ثالث)
۳- ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ…
(سوره‌ی قلم | قرآن)
۴- همراه شو عزیز، همراه شو عزیز
تنها نمان به درد، کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود
(برزین آذرمهر)

عکس از: ایمان شاه‌سمندی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *