شعری از رامتین بیدارس: شرمم از اشتباه آویزان 

شرمم از اشتباه آویزان
یک تباه از تباه آویزان
شده‌ام مثل ماه آویزان
از شب توی راه آویزان

شده‌ای اشتباه بدترِ من
که زیادی برای کمترِ من
چشم بستی به روی باورِ من
منِ از هر نگاه آویزان

منِ ترویج خواهش از بدنت
منِ بیمارِ مبتلا شدنت
منِ مشروطه‌خواه و عطرِ تنت
خونِ از دست شاه آویزان

ابدیت‌ترین شروع ازل
زهر محلول در تبار عسل
منم آبستن از غمت… و غزل
از منِ پا به ماه آویزان

شده‌ام منفجر در ارتش من
به خودم خورده است ترکش من
تن تو مادیان و خواهش من
از سُمَش مثل کاه آویزان

بعد من چیست سرنوشت لبت
نخ و سوزن شده سرشت لبت
آتشِ دوزخِ بهشتِ لبت
چون ثواب از گناه آویزان

رامتین بیدارس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *