ترانه‌ای از اعظم براتی: بوکله بستی موهاتو زن بشی و

بوکله بستی موهاتو زن بشی و
شاخ تو پوست کرگدن بشی و
وسط قصه باز حماسه کنی
داف خوش‌چهره‌ای خفن بشی و

یه بِرَند شکیل دور از ذهن
توی تن‌پوش شیکّ مرد بشی
عطر ورساچه، مارک توپّ شَنل
وسط خنده‌هات سرد بشی

زیر کانتور، با نوک بینی‌ت
توی هر ژست، لاکچری بشی و
پشت میز یه شام چن نفره
خاص، عین بلوبری بشی و

یا زنی خرده گیر و وسواسی
رو تن هر ملافه سایز بشی
سرد روی کاناپه‌ای آروم
گیج قرص «اس.ان .آر.آیز» بشی

دور بازوی مرد پل بزنی
مست رو شونه‌ی خودت بشی و
ته این قصه مادری پیله
دور پروانه‌ی خودت بشی و

شال بستی که همسری باشی
از نژاد یه سیب ممنوعه
قهوه‌ی تلخ، روز بارونی
حتم دارم که خوب و مطبوعه

کوپه‌های دلت رو خالی کن
این قطار از دو سو به بن‌بسته
شعر یه انقلاب مردونه‌ست
سیب‌های درشت بی‌هسته…

اعظم براتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *