شعری از حسن صادقی‌پناه: لب برندار از لب و محکم مرا ببوس

لب برندار از لب و محکم مرا ببوس
محکم مرا ببوس عزیزم! مرا ببوس

نگذار تازیانه فرو ریزدم به خاک
محکم مرا بغل کن و محکم مرا ببوس

جاری شو از دریچه‌ی سلول، ماه من!
بین شکنجه‌های دمادم مرا ببوس

جاری شو در رگم که معطر شوم به زخم
عطر شبانه‌ی گل مریم! مرا ببوس

اردیبهشت ناقض هرچه بهشت کذب!
جاری شو! بی‌هراس جهنم مرا ببوس

ماسیده خون بغض چهل ساله بر صدام
ای بر لبان دوخته مرهم! مرا ببوس

 من سرزمین یخ زده‌ام! مهر من برآی!
ای آتش مقدس اعظم! مرا ببوس

از پشت ابرهای چهل ساله بازگرد
خورشید کوچ کرده‌ی پرچم! مرا ببوس

حسن صادقی‌پناه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *