شعری از هستی محمودوند: می‌کِشم توو سُرنگ “رویا” رو

[می‌کِشم توو سُرنگ “رویا” رو
بعد تزریق می‌کنم به سَرَم]:

شکل تجریدیِ دوتا بالو(۷)
می‌کِشی روی پُشتم و می‌پَرَم:

(وا می‌شه “عکس‌‌‌ آسمون” توو گوشی)
از تو پروازو می‌کنم به خودم…
۷تا “خونه” خالیه توو سرم!
عینِ “۷”تا پیامِ “سین” نشده‌م!

تُنگ ماهی‌ یهو/ تَرَک می‌خوره
لبِ تو روو لبای خشکِ “کویر”
دهنِ ماسه‌ایم یواش، یواش↓
شور می‌شه؛ شبیهِ مزه‌ی ک*ی*ر

[می‌کشی توو سُرنگ “طوفانو”
بعد: تزریق می کنی به گَ/لوت(ط)]
“۰” و “۳” روی کیک منتظرن…
سه‌تایی “می‌کُنیم” شمعا رو فوووت!

“می‌کُنیم” و “می‌ریزیم” و “می‌ذاریم”:
– شارژرِ گوشی رو توو ک*و*نِ پریز
– اُستخونا رو توی “ظرفِ سگ” و
– دوتا فنجونو جای “چشما”ی میز:

(از یه قوریِ داغ می‌ریزم
بدنِ قهوه‌ایمو توو فنجون!
با قاشق ذرّه ذرّه می‌پاشی
تنِ سرد و سفیدتو رو اون…)

[می‌کشی توو سرنگ خورشیدو
بعد: تزریق می‌کنی به شبم!]
می‌چکه نور از نوکِ سوزن…
مثل اسپرم‌هات از “عقبـ”ـم!

(جدولو توی روزنامه‌ی صبح
شکرو توی قهوه حل می کنم)
در می‌آرم ادای سایه‌مو هِی
نورِ مهتابیو بغل می‌کنم…

“تَنِ من” توو سفیدیِ بغلت
شکل یه قله توی ابر و مِهِه
۱۳ شکلِ س*ک*س توو سرته!
پوستم سبزه‌س و پر از گِرِهه

[می‌کشی توو سُرنگ “دریا” رو
بعد: تزریق می‌کنی به رگام]
توو تنم رودخونه‌ها جاری
می‌شه از گریه خیس! سر تا پام…

دُکمه‌هاتو با دست/ وا می‌کنی
گِره‌هامو سریع با دندون!
۱۳مرتبه توی دریا
آب‌تنی می‌کنیم با “سَگِمون”↓

که یِهو: غرق می‌شی!! و
سگمون↓
منو از موجا می‌کشه بیرون…
توو شوکم!!! که↓

[یِهو “ساعت کوکی”
منو از “رویا” می‌کِشه بیرون!]:

[می‌کشم توو سرنگ “مُرفینو”
بعد: تزریق می کنم به رگم]
با “خیالِ تو” س*ک*س می کنم و
دستمو می‌کشم به ک*ی*رِ سگم…

توو گذشته‌م/ ولو می‌شم! رو تخت
گوشیمَم روی مُبل، توو هـ(حـ)اله
فنجون از روی میز/ اُفتاده
شکلِ “چاقو و کیک” توو فالِ…

۷ ‌‌‌تا “ماهـ”ـه روشنه چشمم
۷ تا “خورشید”ه که خاموشی
(ریخته بیرون و مُبلو خیس کرده!
عکسِ دریاچه‌ی توی گوشی)

هستی محمودوند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *