برای نوشتنِ تنها یک بیت شعر،
باید شهرهای بسیار
افراد و چیزهای گوناگون را دیده باشید
باید حیوانات را بشناسید
باید چگونگی پرواز پرندگان را درک کنید
و بدانید گلهای کوچک،
صبحها بهوقتِ شکفتن چگونه رفتار میکنند
باید بتوان دوباره مرور کرد
راههای سرزمینی ناشناس را
دیدارهای نامنتظر را
لحظههای عزیمت را
که سالها در انتظارشان بودیم
روزهای کودکی را که راز هنوز آشکار نبود
والدین را که باید به لرزه درمیآمدیم
از سروری که به ما هدیه میکردند
اما درکی از آن نداشتیم
(این شادی از آن دیگری بود)
بیماریهای کودکی را
که سخت غریب آغاز میشد
با آنهمه تغییرات عمیق و شدید
روزهای گذشته را
در اتاقهای آرام و بسته
صبحهای کنار دریا را
خود دریا
دریاها را
شبهای سخت لرزان سفر را
که با ستارگان پر زدند و رفتند
و تنها توان فکر کردن به اینها کافی نیست
باید خاطرات شبانهی عشقهای بسیار داشت
عشقهایی که هیچیک به دیگری شبیه نیست
خاطرات فریادزنان از درد کودک در بطن خویش
خاطرات زائوهای لاغر و پریدهرنگ و خوابآلود
که در بستر به خود میپیچند
باید بالای سر محتضران بوده باشید
باید کنار مردگان نشسته باشید در اتاق
آنجا که از پنجرهی باز گاهبهگاه
صداهایی به گوش میرسد
و داشتن خاطرات هم کافی نیست
باید وقتی که بسیارند، بتوان فراموششان کرد
و باید با صبری عظیم انتظار کشید
تا دوباره بازگردند
زیرا خاطرات هنوز خاطره نیستند
تنها زمانی خاطره میشوند که
در ما به خون و نگاه و به رفتار مبدل شوند
آنگاه که دیگر نامی نداشته باشند
و نتوان تشخیصشان داد از خود
تنها در این زمان است
که فرا میرسد آن لحظهی کمیاب
و از میان کلمات بسیار،
نخستین واژهی شعر، طلوع میکند
راینر ماریا ریلکه
برگردان: سارا سمیعی
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📎راینر ماریا ریلکه (۱۸۷۵–۱۹۲۶) شاعر اتریشی، از مهمترین شاعران مدرنیست اروپا بود که با زبانی لطیف و اندیشهای عمیق، به مضامینی چون تنهایی، عشق، مرگ و امر قدسی میپرداخت.
او با آثاری چون «سوگسرودههای دوئینو»، «غزلهایی برای ارفئوس» و «نامههایی به یک شاعر جوان» جایگاهی ماندگار در ادبیات جهان یافت.
شعرهایش سرشار از تأملات فلسفی و تصویرهای درخشان است و تأثیر چشمگیری بر شعر قرن بیستم گذاشته است.
او در کنار نوشتن، مدتی به تدریس و سخنرانی در حوزهی ادبیات پرداخت و ارتباط نزدیکی با محافل فرهنگی و هنری اروپا داشت.