فکر می‌کنی سبز

ممکن است به زیبایی

و مثل برف به معنی سرو می‌خندی!

برایت مهم نیست این پارچ

نیمه‌ی خالی کدام لیوان را پر کند

به مستیت پایبندی

به نوشیدن از نیمه‌ی خالی جهان

علیه سراب‌های احتمالی مردم جهان

 

درگیرم

درگیر بالا رفتن از قسمت سُر خوردنی این سرسره

مشغولم

مشغول عقب‌نشینی دماغم

از زشتی تحمیلی وراثت

و در صف جراحی

به این فکر می‌کنم که آیا:

«پله‌های بیشتر

منجر به مرگی لذت‌بخش‌تر می‌شود؟»

 

من

به بالا رفتن از قسمت سر خوردنی جهان ادامه می‌دهم

تو

پس از فتح پله، صعود به قله و تجربه‌ی سر خوردن از زندگی

می‌خندی

می‌خندی

می‌خندیم!

 

علیرضا نیک‌پسند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *