شعری از میلاد منظورالحجه: از حرکت موزون به روی شعری از یک درد

از حرکت موزون به روی شعری از یک درد
از بوسه‌های لحظه‌ای روی لب تاریخ
تا خواستگاری کردن ابلیس از حوا
قبل از هبوط آدم بی‌روح بر مریخ
از چین دامن‌های ارزان قیمت و کوتاه
وهم خیال راحت مرتاض روی میخ
از نظم پاداش و جزاء اجتماع گرگ
در حسرت ترفیع و رفع ترس از توبیخ

بیدار بودم خواب می‌دیدم که بیدارم

خالی ترین مغز زمین از سوژه یا ابژه
ذهن چگال و شرطی ماموت‌های پیر
همخوابگی با تانک‌های دشمن فرضی
یک مرد تا دندان مسلح با خودش درگیر
از عصر یخبندان پریدن در مدرنیته
احساس تحمیل خطر با قرمز آژیر
یک مرد شکل نوعی از نوع بشر بی‌شکل
با روح مفقود‌الاثر یا فاقد تکثیر

تصویر شطرنجی و ماتی از خودم دارم

درباره‌ی فهم بشر، خود را نفهمیدن
درباره‌ی انسان پوچ‌آلوده‌ی خوش‌بین
روخوانی از قانون فعلی با خط میخی
الگوی رفتاری حیوانات با خورجین
خوابیدن سرمایه و بیزاری از بازار
درباره‌ی آینده‌ی موهوم مِید این چین!
سقط جنین با بیمه اما شخص ثالث با
همفکری ترسای پیر پیرهن چرکین

بعد از سقوط خوابگاهی مرد، افکارم

پیدایش دیر مغان در صورت و معنی
رژگونه‌ی دردی کشان شیک میخانه
بی‌خوابی مزمن، نزاع کوشش و جوشش
مرفوع مخبون با کمی ژست ادیبانه
بازار داغ عکس‌های یادگاری با
یک مشت، مشت بسته با یک ایل دیوانه
حرف نمادین، با عباراتی نظیر این
زلف پریشان، یار، اشک شمع، پروانه

دارم خودم را توی گور شعر می‌کارم

میلاد منظورالحجه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *