این هفته چی بخونیم؟ (۷۵)

در فرشته‌های کاغذی این هفته، همراه شما هستیم با:

 

• یادداشتی بر رمان شبح اپراتور نوشته‌ی هادی کیکاووسی/ زینب اطهری

 

• معرفی اولین رمان ریچارد براتیگان: ژنرال جنوبی اهل بیگ سور/ محبوبه عموشاهی

 

بدن حیوانات در رمان «شبح اپراتور» به‌عنوان ساحت نوشتار خشونت و قدرت

در کتاب «مراقبت و تنبیه»، «میشل فوکو» توضیح می‌دهد که قدرت مدرن بدن را قابل خواندن، قابل تبدیل به سند و صفحه‌ی کنترل و انضباط می‌سازد. در رمان «شبح اپراتور» اثر «هادی کیکاووسی»، بدن حیوانات دقیقاً این سه نقش را ایفا می‌کند. کیکاووسی به‌درستی در رمانش حامل و پیک قانون شدنِ قدرت حاکم به بدن‌ها را نشان می‌دهد و این همان چیزی‌ست که فوکو به آن «انضباط پوست» یعنی ورود بدن منضبط به حریم خصوصی و مرگ مرزها می‌گوید؛ وقتی قدرت مدرن به‌جای اینکه فقط در خیابان یا زندان کار کند، به خانه، اتاق‌خواب، مدرسه، ذهن و حتی بدن حیوان نفوذ می‌کند.

در رمان نیز، حیوانات نشانه‌گذاری‌شده وارد خانه، اتاق و خلوت می‌شوند؛ این یعنی قدرت به شکل پان‌اپتیک به خانه نفوذ کرده و سوژه را تحت نظارت قرار می‌دهد تا بدن را به ابزار کنترل تبدیل کند. نوشتار روی پوست حیوانات پیام‌هایی دارد: تو دیده می‌شوی، باید بترسی، تو در قلمروی یک قانون بالادست هستی و بدنت نیز متعلق به تو نیست. این همان Internalized Discipline است: قدرت بدون پلیس وارد روان آبگون می‌شود. Internalized Discipline یا «انضباط درونی‌شده»‌، همان چیزی‌ست که فوکو در نظارت و تنبیه درباره‌ی زندان‌ها، مدارس و بیمارستان‌ها توضیح می‌دهد: مکان‌ها قوانین قدرت را چنان درونی می‌کنند که نیازی به اعمال زور و سلطه‌ی مستقیم نیست. ازآنجایی‌که حیوان «بدنی بی‌پناه» و بومی خنثی‌ست، قدرت می‌تواند با نوشتار که ابزار اصلی تثبیت قدرت است، چون کاتب مطلقه‌ی حقیقت، بی‌ هیچ مقاومتی بر آن بنویسد. این دقیقاً همان لحظه‌ای‌ست که فوکو آن را خشونت نوشتار قدرت می‌نامد. نوشتار قدرت یعنی قدرت به‌جای اعمال خود از طریق ضربه، زندان یا قتل، خود را از طریق «نوشتن» بر بدن‌ها، اشیاء، فضاها و حافظه تحمیل می‌کند. این نوشتن به‌عنوان ابزار نظم می‌تواند قانون، برچسب، شعار یا حتی کلمه‌ای توهین‌آمیز روی بدن یک حیوان باشد. نوشتار قدرت یعنی بدن را از طریق «قابل خواندن» کردن، کنترل و منضبط می‌کنیم. وقتی بدن تبدیل به نوشته می‌شود زیر نظارت قرار می‌گیرد، به «داده» تبدیل و قابل تنبیه و رده‌بندی می‌شود. نوشتار همیشه حامل قانون است؛ حتی اگر جمله‌ای مثل «شیطان» روی خر بنویسند، این فقط یک توهین محسوب نمی‌شود، بلکه یک حکم قانونی – اخلاقی است زیرا قدرت با نام‌گذاری جهان را قانون‌گذاری می‌کند. کیکاووسی با تصویر نوشتار کلمات روی پوست حیوان، مصادره کردن زمان توسط کاتبان حقیقت‌ و حاملان قدرت را از طریق پاک کردن گذشته، پیش‌نویس نمودن آینده و منجمد ساختن اکنون هوشمندانه نشان می‌دهد، چراکه نوشتار، حیوان را از چرخه‌ی طبیعی بیرون می‌کَند و وارد آرشیو قدرت می‌کند. خشونت نوشتار در این است: کلمه پاک نمی‌شود، اثر می‌گذارد، باقی می‌ماند و تبدیل به تاریخ و زخم می‌شود. با الهام از ایده‌ای از «ژاک دریدا» هر نوشتاری زخم است و هر زخم، نوشتار است، قدرت نیز از این زخم استفاده می‌کند تا کنترل و سلطه‌اش را طولانی‌تر سازد. وقتی روی بدن خر می‌نویسند «شیطان»، خر، دیگر حیوان و موضوعی طبیعی نیست؛ او به برچسب، ایدئولوژی، شعار، رسانه‌ی قدرت و شیء قابل مصرف تبدیل می‌شود! خشونت نوشتار یعنی حذف هویت موجود. حیوان نمی‌تواند اعتراض کند، بپرسد، متن را پاک و معنای خود را بازنویسی کند؛ این «بی‌زبانی» باعث می‌شود بدن حیوان سهل‌الوصول‌ترین بوم قدرت باشد. قدرت از بدن «بی‌صدا» استفاده می‌کند تا صدای خودش را در فضا پخش کند. نوشتار روی بدن حیوان وارد خانه می‌شود تا حریم خصوصی را از بین ببرد، ذهن آبگون را تحریک و او را وارد بحران ادراکی کند، از منظر فوکو قدرت مدرن وارد خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی می‌شود. نوشتن شعار روی بدن حیوانات این رمان یعنی قدرت وارد کوچک‌ترین واحدهای زیست (خانه، بدن، حیوان) شده، معنا را مصادره کرده، قلمرو را دوباره نقشه‌کشی کرده و بدن‌ها را به «سطوح نوشتاری» بدل کرده تا بتواند روایتش را تثبیت کند؛ بدون آنکه پلیس یا شکنجه‌گر لازم باشد. نوشتار روی پوست حیوان یعنی خیابان، بدن، خانه و ذهن آبگون نیز تبدیل به متن می‌شود. آبگون در نهایت در میان «متن»ها محاصره گشته و خودش نیز تبدیل به تولیدکننده‌ی متن یا قصه‌سازی بی‌اختیار می‌شود و این پیروزی نهایی خشونت نوشتار است. فوکو به تفاوت مهمی اشاره می‌کند: «قدرت مدرن بیشتر می‌نویسد تا می‌کُشد!»

در جهان رمانِ کیکاووسی نیز هیچ حیوانی کشته نمی‌شود، اما نوشته می‌شود. نوشتن «شیطان» روی خر، از زدن خر خطرناک‌تر است، چراکه خشونت فیزیکی تمام می‌شود اما خشونت نوشتاری ادامه دارد، می‌چرخد و وارد خانه‌ها و اذهان می‌شود تا نه‌تنها بدن، بلکه جهان معنایی را بدرد. این خشونت آرام، نرم و رسوخ‌کننده است و قدرت مدرن از همین استفاده می‌کند.

•زینب اطهری•

 

کتاب «ژنرال جنوبی اهل بیگ‌سور»

نوشته‌ی «ریچارد براتیگان» در سال ۱۹۶۵

ترجمه‌ی «رضا نوحی»

منتشرشده توسط نشر «افق»

کتاب درباره‌ی «لی ملون» است که ادعا میکند از اجداد ژنرالی در بیگ‌سور آمریکاست. با آشنایی لی ملون و فردی به نام «جس»، اتفاقات بعدی کتاب رخ می‌دهند و روایت اصلی شکل می‌گیرد.

رمان که اولین رمان ریچارد براتیگان است، از زاویه‌دید اول‌شخص و از زبان جس روایت می‌شود. درواقع ما از دیدگاه جس و رابطه‌ای که بین او و لی ملون برقرار می‌شود، شخصیت ملون را می‌شناسیم. روایت غیرخطی است و ما را از حال به گذشته یا بالعکس می‌برد. کتاب پر از خرده‌روایت‌ها و موقعیت‌های تکه‌تکه‌ای است که در کنار یکدیگر روایت را شکل می‌دهند و شخصیت لی ملون را می‌پردازند.

اگرچه که شخصیت لی ملون در محوریت قرار گرفته است اما کتاب پر از شخصیت‌های عجیب، دیوانه و جذابی‌ست که همگی در بیگ‌سور زندگی می‌کنند؛ شخصیت‌هایی که هرکدام قصه‌ و ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودشان را دارند. رمان همچنین همان زبان شاعرانه و در جاهایی هجوآلود ریچارد براتیگان را دارد و مسائل مختلفی را به چالش می‌کشد. کتاب را دوست داشتم و برای خواندن پیشنهاد می‌کنم.

•محبوبه عموشاهی•

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *