در فرشته‌های کاغذی این هفته، با معرفی دو کتاب زیر همراه شما هستیم:

• پیام گم‌گشته، سفرنامه‌ی مارلو مورگان/ عاطفه اسدی

• کلکسیونر، رمانی از جان فاولز/ محبوبه عموشاهی

کتاب «پیام گمگشته: عرفان بومیان استرالیا» را خواندم که نوشته‌ی مارلو مورگان و ترجمه‌ی فرناز فرود است و نشر کلک آزادگان آن را منتشر کرده است.

کتاب در قالب سفرنامه نوشته شده و روایت سفر چهار ماهه‌ای به دل قبایل بومیان استرالیاست؛ مارلو با یک قبیله‌ در بیابان‌گردی‌شان همراه می‌شود و بسیاری از آداب و رسوم و سنت‌هایشان را یاد می‌گیرد و با باورهای این مردم آشنایی پیدا می‌کند؛ مردمی بومی که با عنوان کلی «ابورجینی‌ها» شناخته می‌شوند.

چیزی که من درباره‌ی کتاب دوست داشتم فضاسازی‌ها و مشاهدات دقیق مارلو بود، توصیف زندگی روزمره و همراهی یک زن شهرنشین آمریکایی با یک قبیله، زنی که در همان بدو ورود، بومیان تمام لباس‌ها و وسایلش را به دل آتش می‌اندازند تا تطهیر شود و برای همراهی با آن‌ها آمادگی پیدا کند.

اما آنچه درباره‌ی کتاب دوست نداشتم، این بود که مارلو که تحت‌تأثیر باورهای عرفانی و اعتقادات مردم قبیله قرار گرفته بود، می‌کوشید خواننده را هم با این فضاها همراه کند و به او بقبولاند که این باورها، درست هستند. من فکر می‌کنم اگر او می‌توانست بی هیچ قضاوتی، فقط یک مشاهده‌گر خوب باشد، شاید کتاب جذابتر می‌شد.

درباره‌ی این کتاب پرفروش شایعاتی همیشه مطرح بوده، از جمله شاکی شدن بعضی از بومیان استرالیا از افشای مسائل و رسوم خصوصی زندگی‌شان یا ادعای اینکه داستان‌ها ساخته‌‌ی ذهن خانم مارلو هستند و حقیقت ندارند.

به‌هرحال من کتاب را از جنبه‌ی سفرنامه بودنش دوست داشتم و خیلی زود با متن آن پیش رفتم و لذت بردم. به شما هم پیشنهادش می‌کنم.

عاطفه اسدی

 

کتاب «کلکسیونر» نوشته‌ی «جان فاولز» در سال ۱۹۶۳ است که توسط «پیمان خاکسار» ترجمه و نشر «چشمه» آن را منتشر کرده است.

رمان درباره‌ی یک کارمند شهرداری است که عاشق جمع کردن پروانه‌هاست. در همان ابتدای کتاب می‌فهمیم که او شیفته‌ی دختری شده که دانشجوی هنر است و همین موضوع شروعی برای اتفاقات بعدی داستان می‌شود.

راوی در رمان چند بار تغییر می‌کند و اتفاقات از زوایای دید مختلف به تصویر کشیده می‌شوند. این ویژگی کتاب باعث می‌شود شخصیت‌ها در دید ما سفید یا سیاه مطلق نباشند و تبدیل به شخصیت‌هایی خاکستری شوند. همچنین این تکنیک نویسنده من را یاد آثار درخشان «ماریو وارگاس یوسا»ی عزیز می‌اندازد. به‌واسطه‌ی همین ویژگی رمان، شخصیت‌ها و تمام افکار و احساساتشان با جزئیات بسیار در طول روایت پرداخته می‌شوند. رمان از این طریق در تمام لحظات ما را با رنج، غم و تنهایی درونی شخصیت‌ها همراه می‌کند.

ما از طریق فلاش‌بک‌هایی که شخصیت‌ها به گذشته و روابطشان با اطرافیان خود می‌زنند به‌مرور با آن‌ها آشنا می‌شویم. همچنین می‌توان گفت کتاب در جاهایی نمادین است و حتی شخصیت‌ها هم می‌توانند نمادی از قشرهای متفاوت جامعه باشند. رمان ارجاعات بسیاری نیز به یکی از نمایشنامه‌های «ویلیام شکسپیر» دارد و از این طریق نیز شخصیت‌ها را می‌پردازد.

کتاب دارای لایه‌های عمیق روانشناختی و فلسفی است. نویسنده در قالب داستان به واکاوی روانشناختی شخصیت‌ها می‌پردازد و واکنش‌های متفاوت آن‌ها را در موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اند، به تصویر می‌کشد.   همچنین موضوعات مختلفی مثل هنر، عشق، مرگ، زندگی و همان‌طور که از اسم کتاب برمی‌آید، کلکسیونر بودن یا عمل جمع‌آوری را از طریق دیالوگ‌های بین شخصیت‌ها یا گفتگوهای درونی آن‌ها به چالش می‌کشد. کتاب را دوست داشتم و برای خواندن پیشنهاد می‌کنم.

محبوبه عموشاهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *