دوست گربه‌ماهی‌ات

 

اگر مجبور بودم زندگی‌ام را

در هیئت گربه‌ماهی بگذرانم

در تخته‌بند پوست و سبیل

در قعر برکه‌ای

و یک روز عصر

تو می‌آمدی

وقتی ماه می‌تابید

به درون خانه‌ی تاریکم

و آنجا می‌ایستادی

بر لبه‌ی عشقم

و می‌اندیشیدی «چقدر اینجا لب این برکه قشنگ است

کاش کسی دوستم داشت»

تو را دوست می‌داشتم

و گربه‌ماهی تو می‌شدم

و فکر تنهایی را

از ذهنت می‌زدودم

و ناگهان

تو در آرامش می‌بودی

و از خود می‌پرسیدی «یعنی گربه‌ماهی دیگری هم

در این برکه هست؟

جای خوبی‌ست برای آن‌ها»

 

برگردان: مهدی نوید، لیلا صمدی

🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📎ریچارد براتیگان (۱۹۳۵–۱۹۸۴) شاعر و نویسنده‌ی آمریکایی و از چهره‌های شاخص ادبیات پست‌مدرن بود که با نثری ساده، طنزی تلخ و فضایی خیال‌انگیز شناخته می‌شود.

از آثار مطرح او می‌توان به «صید قزل‌آلا در آمریکا»، «در قند هندوانه» و «سقط جنین: یک عاشقانه‌ی تاریخی» اشاره کرد.

نوشته‌هایش اغلب مرز میان واقعیت و خیال را محو می‌کنند و حال‌وهوایی شاعرانه و گاه سوررئال دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *