شعری از حمیدرضا امیری

استخوان‌های منقبض داری
در تنت چند تن فلز داری!
– در دو تا حفره‌اند
+ جا می‌شی
– با دو تا دخترند…
– لز داری

خسته‌ای! آنقدر که در بروم
پنجره باز و باد، تر… بروم
بعد تو مثل آه آهو هآ..ه
بعد من مثل شیر سر بروم

جا به جا جان من قسم بخوری
– قول دادیم
+ «کاملا» دکوری
(فرض کن ماهی کسی باشی
بعد در تنگ دیگران بسری)

عاشقت
…ماند آخر فرعی
– عاشقت کرد مرد نامرئی؟

خسته‌ات…؟
[کرد عاشقی زن را…
عاشقی کرد و کند معدن را]

– خسته‌ام…
+ کاش در نمی‌رفتیم
پس از این پیش‌تر نمی‌رفتیم!

حمیدرضا امیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *